
دختر کوچولوی ما دیروز یه اسکوتر آبی خرید و اگر بخوام بگم الان چه احساسی داره باید بگم داره با اسکوتر تو هوا پرواز می کنه اینقدر ذوق زده است که حسابی شاکی شده که چرا بابا سعید می ره سرکار چرا نمی مونه تو خونه با من بازی کنه و من رو ببره پارک و ۹ ماه از هر روز رفتنه ستاره به کلاس زبان گذشت ۹ماهی که واقعا واسه خودش هم من سختی های زیادی داشت ولی الان که فونیکس ۷ رو تموم کرده و کاملا می تونه بخونه و بنویسه و کتاب قصه بخونه سختی همه اون روزها از تنم بیرون رفته از هفته دیگه گپ رو شروع می کنه و وارد مرحله جدیدتری میشه الان خودش اینقدر از کتاب قصه خوندنش لذت می بره که هی می گه به من فارسی هم یاد بده من می خوام فارسی هم بلد باشم ولی این که می گن بچه ها وقتی به سنه ۵ سال میرسن کلی تغییر می کنن حقیقت داره چون ستاره همه جوره بزرگ شده و انگار داره واسه مدرسه رفتن آماده میشه خدااا همه بچه ها رو حافظ باشه و ازشون مراقبت کنه![]()

