تبليغاتX
ستاره
87/05/30
+ نوشته شده در 21 توسط مامان ستاره.
87/05/28
مامانه گرفتار

از خجالت دارم آب می شم چون الان که اومدم دیدم ۴۰ تا نظر خصوصی داشتم و ۱۸ تا هم خصوصی نبوده هنوز نمی دونم چند وقت نیومدم اینجا اینقدر ناخوش احوالم و مهمون دارم که دیگه رمقی واسه اینترنت ندارم کلا جدیدا خیلی با کامپیوتر میونه خوبی ندارم و می خوام دیگه اد اس ال  رو تمدید نکنم چون دیگه از این دنیای مجازی خسته شدم حالا تا بعد ببینم چی میشه الان هم که اومدم اینجا دلم می خواد یه عکس از خودم بگیرم بزارم ببیند آب برنج رو گذاشتم یه سری کتاب پاین پام پهنه واسه خوندن ستاره هم با عروسکش اومده پیش من که مامان من و بچه ام کثیفیم پاشو ما رو ببر حموم یه اس ام اسم واسم اومده که ۱۰ مینه داره موبایلم بیب بیب می کنه ولی هنوز نتونستم برم بخونمش.بدجور رفتم تو موده افسردگی تمامه کسایی که منو می شناسن اولین سوالی که ازم می پزسن می گن چته چرا ا ین شکلی شدی؟؟؟نمی دونم چه شکلی شدم که باعث تعجب همه شدم.دلم یه مسافرت می خواد یه مسافرت توپ از اونایی که من و ستاره و سعید تنها بریم حالا جاش واسم مهم نیست دوست دارم حداقل یه هفته باشه. و استراحت کنم.

ستاره خانوم یه تغییر اساسی کرده و موهاش رو کوتاه کردم کسی نگه حیفه چون خودم هم دلم نمی اومد کوتاه کنم ولی از بس خودش موهاش رو شنیون می کرد و من رو وحرص می داد تصمیم گرفتم کوتاهش کنم البته الان هم همه می گن بش اومده خدایش دیگه از پس زبونه ستاره بر نمی آم و نمی دونم این حرفها قلبمه رو از کجا در می آره دیروز می بینم نشسته پایه کامپیوتر و هی می گه الهی قربون این عکسای بامزه برم بش می گم ستاره داری قربون صدقه کی می ری می گه قربون مامانه مهرونم می رم و حسابی منو خجالت می ده نا گفته نماند که شیطونیهاش هم به مراتب بزرگتر شده و وقتی خیلی از من لجش می گیره می گه فکر کردی اینجا خونه خودته اینجا خونه من و بابامه جالبه که این حرف رو به باباش نمی زنه فقط به من می گه واسش اسم رزرو کردم تو برنامه موتور امداد تو شبکه ۲ امروز قرار بود ببرمش به دوستم زنگ زدم گفتم یه وقت دیگه بم بده امروز نمی تونم ببرمش و حالا قراره دوستم باز زنگ بزنه بگه کی ببرمش ولی خوش منو کچل کرده از بس به هر کی رسیده گفته من دارم می رم تلوزیون از فیلم بازی کردنش بگم که همه می گن حتما ببرش یه تست بازیگری ازش بگیر این پیشنهاد رو ۱۰۰ نفر تا الان بم دادن و واقعا فیلم بازی کردنش حرف نداره هر شب سریال ترانه مادری رو نیگاه می کنه از ۱ ساعت بعد ادا پویا و بهرام و فرخنده رو در می آره. ۱۶ شهریور یه کنسرت کوچیک دارن تو آموزشگا پارس واسه این که به ما روند رشدشون رو نشون بدن

از صبح که چه عرض کنم از ظهر که بیدار میشه تا شب که می خوابه داره مامان بازی می کنه یا نقاشی می کشه تو کامپوتر هم خوب پیشرفتی داشته باید نشون بده باباش چی کارست خودش می اد می شینه پا کامپوتر نقاشی می کشه کارتون میزاره موزییک می زاره عکس می بینه بازی می کنه و پا می شه میره

دیشب نصف شب یه سری سرو صدا می اومد دیدم سعید رفت تو ا تاقه ستاره بیدارش کرد ببرش دستشویی تو دستشویی به باباش می گه بابا می شه به من یه لیوان آب یخ بدی من  عاشق آب یخم.خندم گرفته بود که بعضی از عادتاش مثله خوده منه و اصلاٌ حاضر نیست آب معمولی بخوره فقط آب یخ.

چند روز به من می گه مامان می دونی من می خوام با اده( با کسره بخونید) ازدواج کنم گفتم چرا؟میگه چون اده شاهزادست من اگه باش ازدواج کنم پرنسس می شم حالا شما چی می گید من از دست این رویا پردازیهای ستاره چی کار باید بکنم

فردا مامانم چشاش رو باید عمل کنه امیدوارم مشکلی واسش پیش نیاد نوشین جون شما خیلی ناراحت بودی که مانانت کلی مریض داره من هم مثله تو واسه مامانم ناراحتم با اینکه ۵۰ سال بیشترش نیست ولی ۲۰ تا مریضی داره که واقعا نگرانشم و هر روز یه درد جدید بش اضافه میشه ولی می دونم که خدا بزرگه و همیشه پشت و پناهشه و آروز می کنم همه مامانی دنیا سایشون بالا سر بچه هاشون باشه

بخدااا دلم می خواد به همه سر بزنم و زود زود آپ کنم ولی نمی تونم چون یا دارم بدو بدو می کنم یا وقتی بیکارم دارم استراحت می کنم ولی می دونم همتون منو می بخشید.ودعا می کنم همه شماها کنار عزیزانتون خوب و خوش باشید

+ نوشته شده در 21 توسط مامان ستاره.
87/05/08
ستاره جو گیر شده
دو روزه واسه ما بقوله خودش خارجی حرف می زنه حالا کاش انگلیسی حرف می زد فرانسه حرف می زنه و چنان با لهجه حرف می زنه که آدم باورش میشه که یه چیزی بلده.همش تاثیرات کارتون بومرنگه.

دیروز بش گفتم از رو بلز نت ها رو بم بگو که همه رو با رنگشون بم می گفت می دونم کار سختی نیست ولی واسه یه بچه که هنوز به ۴ سال هم نمی رسه خیلی خوب بوده

از این به بعد زود به زود می آم آپ می کنم فکر کنم اینجوری بهتر باشه الان این استارتش بود

+ نوشته شده در 14 توسط مامان ستاره.
87/05/02
دوست دارم ها و ندارم ها
خیلی بی معرفت شدم و آپ نمی کنم می دونید بعضی وقتا هر کار می کنم بیام پا کامپوتر بشینم باز جور نمیشه ستاره همه که اینقدر بزنم به تخته خانم شده که حضش رو می بریم.دلم می خواد از همه لحظه لحظه های بزرگ شدنش بنویسم ولی باور کنید نمیشه ولی اشتهاش خیلی بالاست و خدا رو شکر از حالا بالا بالا می پره ولی من موندم چی کار کنم چند روز پیش یه جایی بودم که ستاره با همه آدمای اون مجلس از کوچیک و بزرگ دوست شد و ارتباط صمیمی پیدا کرد من هم خوشم نمی آد اینجوری باشه و زود با همه دوست بشه و نه من اینجوری هستم نه بابا سعید ولی این ستاره سریع واسه خودش دوست و رفیق پیدا می کنه اون هفته برده بودم پیش بابا سعید برق رفته بود و ستاره خانوم که می خواست نقاشی کنه از مغازه رفت بیرون و رو صندلیای پاساژ نشست و چند ثانیه بعد هم کارمندا مغازهها اومده بودن بیرون و ستاره واسشون قصه گویی می کردبابا سعید هم حساس چون از این که ستاره نقل یه محفلی باشه زیاد راضی نیست چون می ترسه چشش کنن و گفتم بهتره بریم که اگه اینجوری ادامه بدیم ستاره می خواد واسشون عربی هم برقصه.حرفاش هم قلوبمه سلومبه عصر اومده دمه اتاق در می زنه می گه ببخشد عذر می خوام مامان می تونم چند دقیقه وقتتون رو بگیرمدیگه الان کامپیوتر قرق ستاره شده واسمون بازیه دایموند رو می کنه و از دیشب تا حالا به مرحله ۵ خودشو رو رسونده اینا واسه برو بچی که بازی دایومند رو می شناسد گفتم.رفتیم اصفهان و پانید کوچولو رو دیدم وای چقدر کوچولو بود دلم قیلی ویلی می رفت  و ستاره هم که با اتاق پانید بیشتر سرگرم بود تا خوده پانیذ ولی فرداش خیلی از دسته پانید ناراحت بود می گفتم من یه واسه پانید جایزه بردم ولی پانیذ منو یه بوس هم نکرد.

از صبح که بیدار میشه یه دمپایی پاشنه بلند می پوشه و هی با تق تق دمپاییش از خودش صدا در می آره تا شب.در ضمن کمه کم هم در روز ۲ ساعتش جلو آینه سپری میشه نمی دونم این از حالا اینقدر جلو آینه است بزرگ شد چقدر می خواد جلو آینه باشه.

هر چی می خوام بنویسم نوشتنم نمی آد از این به بعد هر روز می آم آپ می کنم در حده ۴ تا جمله چون اونجوری خیلی راحت تره و اینجور نوشتن مثله قصه گفتن شده پس از این به بعد زود زود منتظر باشید.طراح قالب عزیز بخدا هنوز نتونستم برم بانک شاید باورتون نشه ولی من از کسی ۲۰۰ هزار تومن پول می خوام که باید برم حساب بانک ملی باز کنم تا بریزه به حسابم ولی هنوز نشده برم اون کار رو هم کنم یعنی می خوام بگم من واسه پول دادن تنبل نیستم واسه پول گرفتن هم تنبلم

یه دوستی منو به این بازی دعوت کرده بود و اصرار داشت من حتما در این بازی شرکت کنم . منم به احترام اون دوست خوب شرکت می کنم.

۱۰ تا از چیزایی که دوست دارید و ۱۰ تا از چیزایی که دوست ندارید:

دوست دارم همه کسایی که دوستشان صحیح و سالم باشند و یه دونه خار تو پاشون نره.همه نزدیکای دور و نزدیک شامل میشن.

دوست دارم ستاره مثل ستاره ها همیشه بدرخشه

دوست دارم واسه ستاره وقتی یه دختر ۱۸.۱۹ ساله شده یه ماشین شاسی بلند از کارخونه لکسوس بخریم.(که می خریم)

دوست دارم یه خونه بزرگ چند طبقه داشتم که از بچه های بی سرپرست نگه داری می کردم.

دوست دارم واسه یه جایی مثل شیرخوار گاه  مجانی کار کنم(اگه کسی سراغ داره بم معرفی کنه)

دوست دارم بابا سعید اینقدر پول دار بشه که در سال ۶ ماهش رو به کشورهای مختلف سفر کنیم

دوست دارم  همه چیزایی که دارم رو قدرشون رو بدونم

دوست دارم  ستاره رو جوری تربیت کنم و بزرگ که بزرگ ترین ثروتش تو وجوده خودش باشه یعنی از همه لحاظ کامل باشه

دوست دارم ستاره تحصیلات دانشگاهش رو تو یکی از معروفت ترین دانشگاه های دنیا بگذرونه

 دوست دارم و در آخر بزرگ ترین آرزوی من اینه که ستاره یه روزMIIS WORLD دنیا باشه

دوست ندارم کسی بم دروغ بگه دوست ندارم خودم هم به کسی دروغ بگه

دوست ندارم وقتی با کسی قطع رابطه می کنم دوباره باش ارتباط برقرار کنم

دوست ندارم هیچ وقت خواسته ام رو ۲ بار مطرح کنم

دوست ندارم روز جمعه تو خونه باشم

دوست ندارم بابا ستاره تا شب بره سر کار دوست دارم ساعت ۴ خونه باشه

دوست ندارم وقتی یه حرفی می زنم یه نفر سریع بخواد بزنه تو ذوقم

دوست ندارم با کسایی که خیلی خودشون رو در دوردستا می بینند ارتباط برقرار کنم

دوست ندارم کسی در مورد ستاره اظهار نظر کنه و بخواد حرفه نا مربوط بزنه

دوست ندارم همه عقلم رو تو چشمم خلاصه کنم

دوست ندارم هیچ وقت خبره  مرگ بشنوم

خیلی سخت بود اینا رو نوشتن چون تا حالا بطور کلی بشون فکر نکرده بودم.دوستای خوبم ببخشید که من بی معرفت شدم می دونم بتون سر نمی زنم ولی سعی می کنم خودم رو تغییر بدم

 

طراح عزیزه قالبون بخدا منو شرمنده کردی دارم از خجالت اب می شم که من تنبلی کردم ولی باز منو خجالت دادی کاش یه حساب سیبا داشتی که کاره منو راحت تر می کرد بخدا شرمنده ام.اول نمی خواستم ازش استفاده کنم تا پولو بدم بعد فعالش کنم ولی چه کنم که دل کوچیک بازی در اوردم و طاقت ندارم بازم ازت کلی تشکر می کنم چون خیلی قشنگه و کارت حرف نداشت

+ نوشته شده در 22 توسط مامان ستاره.